عذر گناه

منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت***مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه

عذر گناه

منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت***مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه

عذر گناه

در این وبلاگ سعی من این خواهد بود که سروده هایم و همچنین داستانک ها و دل نوشته ها را برای دوستان اهل قلم بیاورم
سعید باقری

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

شک

شک ها جاری از چشمان تو

خیس می شوند اندیشه ها از تر دید تو

دیده های تر چه گل گونه ای را آب داد

درد ها و تردید ها را خواب داد....

  • سعید باقری

شک

نظرات  (۲)

  • م. ج- یه دوست
  •  جالبه فاصله ی تر - دید!!!! و آب دادن گل گونه با اشک ها و می تونه هم یه جورایی به آب رفتن گونه ها باشه و یا چشمانی گناه آلود را در ذهن مجسم می کنه که گل گونه هایی برای اون از بین رفته و ...
    عالیه، فقط در قافیه و ردیف نپیچی بهتره هر چند می دانم که تصادفیه!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی