سرباز
- شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۵۶ ب.ظ
سرباز خروشید؛
آن رگِ به خواب رفته جوشید؛
شاهی که به رویا خاموش بود؛
در نبض زمان به جان ،کوشید
بِنگر
ما و تو و او
و هر کس
در چنبر شاهرگِ هر دید
آزاد سرویم یا که یک بید...
- ۹۲/۰۵/۱۲
سرباز خروشید؛
آن رگِ به خواب رفته جوشید؛
شاهی که به رویا خاموش بود؛
در نبض زمان به جان ،کوشید
بِنگر
ما و تو و او
و هر کس
در چنبر شاهرگِ هر دید
آزاد سرویم یا که یک بید...