او
- جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۱۱:۴۷ ب.ظ
ستاره هایش
در غروری اندوهناک می درخشیدند.
هنوز ماه بالا نبود تا
نویدی از
بودن
یا
هستی خورشید
بنماید!
همه منتظر
ناگاه
ماه بالای او نمایان شد.
همه ی اندیشه ها ماه شد!
کسی از خورشید گفت!
باوری نشد
که فهم کند بروز!
یا به روزی فهم کند!!!!
اندیشه ی من سخت
شد و در شبنمِ گیاهی هرز
غوطه خورد!
****
هر چند
شمع
دیگر چیزی انتزاعی است!
اما
برتر از تاریکی است!
شاید ...
من نمی دانم!!!!!!